مهراز

وبلاگی در مورد معماری و طراحی شهری

بازی و سياست

گروه Kumar Reality  سياست جالبی در مورد بازيهای رايانه ای دارد.هر اتفاق و خبر جديد که در جنگ عراق رخ می دهد سريعا تبديل به يک مرحله بازی توسط اين شرکت می شود که براحتی قابل دريافت از سايت آن است! ظهر خبر رو می شنوی عصر خودت بازيش می کنی!

البته کم نياورده اند و خبرهای آينده رو هم پيش بينی می کنند! حمله به تاسيسات اتمی ايران جديدترين بازی آن است که فيلم تبليغاتی هم دارد.

سايت رو اينجا ببينيد : http://kumarreality.com

 

+ مهراز ; ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٧/۱٦
    پيام هاي ديگران ()   

بازگشت

پس از عمری وبلاگ نوشتن در سايت خودم دوباره برگشتم اينجا.دليلش رو نمی دونم.شايد آب و هوای اينجا بهتره!

تو مدتی که اينجا نبودم خيلی اتفاق ها افتاده اما شيرينی خاطرات گذشته هميشه آدم رو جلب می کنه.

+ مهراز ; ٢:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٧/۱٥
    پيام هاي ديگران ()   

 

حدود تقريبا دو سالی ميشه که اينجا مطلبی ننوشتم.شايد نوشتن داخل سايت خودم موجب شد که کمتر به اينجا سر بزنم ولی اکنون که فعلا اون سايت بسته شده و اعتياد من به وبلاگ بيشتر شده چاره ای نيست جز اينکه اينجا رو تحويل بگيريم!

 

+ مهراز ; ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٧/۱٩
    پيام هاي ديگران ()   

 

مهره هاي رنگي را بيرون آورد و در دايره اش ريخت...دايره چرخيد.
به بازي مهره ها خيره شد.شكلهايي مختلف و رنگهايي كه با هم تركيب مي شدند.
دايره چرخيد و چرخيد و نگاه هم خيره ماند.
روزي گذشت و سالي و سالها در پي آن.
دايره ديگر نمي چرخيد ...
ماهها بود.
ولي مهره ها مي چرخيدند. هنوز شكل مي ساختند و هنوز رنگها تركيب مي شدند.
دستي آمد و مهره ها را برداشت.
صداي دايره اي ديگر از گوشه اي برخاست.
+ مهراز ; ٩:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱۱/۳٠
    پيام هاي ديگران ()   

 

نوايي آرام و دلكش
سايه اي لطيف و محو
روشني رنگها و شفافيت معناها

فريادي منقطع و بم
رطوبتي شرجي و خفقان آور
وحشت خاكستري گونه اي كه همه چيزرا در بر ميگيرد

و در ميانه ...
زندگيم جريان دارد.

+ مهراز ; ٤:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱۱/٢۸
    پيام هاي ديگران ()   

يادش بخير

دوران قشنگي بود
بي تفاوت بودن نسبت به زمان
در حسرت شيرين يك اسباب بازي بودن و در لذت سرد يك بستني غرق شدن
دنياي كوچك و قشنگي كه در آن مي شد غوطه خورد و فكرهاي شيريني كه يك شب را تا صبح پر ميكرد
آدمهايي كه همه قشنگ بودند و فكرهايي كه هميشه شيرين بودند نه دغدغه اي بود و نه فشاري تنها شيريني گذشت زمان بود
رنگها هم قشنگ بود همه خالص همه درخشان و همه روشن
تركيب نبود...رنگ تيره و كدر نبود... چيزي چرك نبود.
ابعاد هم نبود اصلا مقايسه نبود
آدم به اندازه خانه
خانه به اندازه كوه
آسمان هم هميشه آبي بود و خورشيد هميشه زرد
هميشه آبي روان بود و ماهي هاي قرمز
خاكستري معنا نداشت... صدايي كشدار و آزار دهنده نبود... فكر هم نبود... اگر هم بود قشنگ بود... آسمان هم تيره نبود.
چه زود گذشت دوران شيرين كودكي...
+ مهراز ; ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱۱/٢٦
    پيام هاي ديگران ()   

مسافر

دو راه در جنگلي از هم جدا مي شدند
و افسوس كه؛
من نمي توانستم يك مسافر باشم و ...
هر دو راه را بپيمايم.
پس ؛
زماني دراز استادم,
و عاقبت آنرا كه نكوبيده تر بود , برگزيدم.
هنري لانگ فلو

+ مهراز ; ٢:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱۱/٢٢

شعر فضا / مجموعه مقالاتي از تادائو آندو و مقالاتي در نقد آثار وي

‌‌‌‌:: رايانه ها تنها مي توانند آنچه را كه فقط در حيطه منطق فن آوري وجود دارد بازتوليد كنند.
:: اين روزها مرسوم است كه به رايانه ها همچون امتداد ذهن بيانديشند.
آندو اعتقاد دارد كه بهره گيري صرف از رايانه ها در توليد آثار معماري به برداشتي يكسان و نتايجي يكسان منجر مي شود چون رايانه تنها مي تواند يك فرآيند را بازتوليد كند وي استفاده از رايانه را تنها براي تكثر و انجام كارهاي تكراري مي داند و مفهوم سازي اوليه و ايده كلي بنا را تنها بر عهده انسان معمار ميگذارد.
وي برخلاف برخي كه رايانه را تكميل كننده كار خود و يا به عبارتي امتداد ذهن خود مي دانند آن را تنها ابزاري براي درك بهتر كار خلق شده مي داند نه براي استفاده در خلق مفهوم اصلي پروژه.
وي جهاني سازي معماري را نشانه عملكردگرايي برابر با خردورزي اقتصادي مي داند كه موجب خلق بناهايي مشابه در سراسر دنيا گرديده است.
 (( زماني كه هنجارهاي يك دوران خاص از هم مي پاشد اين توّهم به وجود مي آيد كه همه چيز امكان پذير گشته است. آنگاه همه چيزها ناگهان در برهوتي بي پايان زوال مي يابند. )). تادائو آندو
+ مهراز ; ٢:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱۱/٢٢

دنيای ما

آقايي مطلبي نوشته بود در باب اينترنت كه عجب بد چيزي است كه ا‎ه اه است و همش مشكل دارد (البته اين حرفها جديد نيست و مد روزگار ماست) و اشاره با تاسف به اينكه نمي شود آن را محدود كرد.از آن طرف يك آقاي محترم ديگه اي نصف بدبختي جوانان را اينترنت و فساد آن و اينها ميداند كه واويلا هنجارها شكسته شد.(پيرپكاجكي جان هم غوغا كرده توپ در كرده اصلاحات روي سرو صورت و موي خود و در و ديوار انجام داده كه Chat Room رو خالي كن من اومدم Voice Chat رو روشن كن من اومدم. )

×××

در دنياي جالبي زندگي مي كنيم . هر سنت و هر نو آوري راحت رد مي شود (كاش تنها نقد مي شد) وقتي ميبيني همه چيز زير سوال مي رود هر نوع عقيده اي محكوم است و هر نوع اظهار نظري بي ارزش٫ حتي عمر آدمها... كمي فكر ميكني كه واقعا همه جا آسمان همين رنگ است ؟ همه جا همه چيزشان را زير سوال مي برند؟همه جور آدم رو محکوم می کنند؟ هم گذشته هم حال و هم آينده؟ منظورم چيزهايي نيست كه تنها چيزهاي مقدس روزگار معرفي مي شوند بلكه هر نوع عقيده و نظري را مي گويم. واقعا متفاوت بودن و متفاوت شدن ما به خاطر اين است كه مي دانيم چه مي شويم يا تنها اعتراض به وضعيت موجود است؟ تنها اينگونه كه مي گويند و تبليغ مي كنند نبودن و رفتار نكردن؟رفتار امروزي ما كارها و عقايد امروزي ما جايي است كه مي دانيم و مي خواهيم برويم يا تنها بهانه ای برای متفاوت بودن و اعتراض به هنجارهايي است كه تبليغ مي شود؟ادامه راه و مسلكي كه در اروپا طي شد؟فرهنگ اعتراض... ؟
+ مهراز ; ٦:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱۱/۱٩

نمايشگاه هيچ پرويز تناولي / موزه هنرهاي معاصر تهران

تابحال اينقدر هيچ يكجا نديده بودم و اينهمه فرهاد كوهكن و اين همه فرهاد عاشق ٫ آهان شيرين هم بود ...
هيچ هايي با جنسيت هايي متفاوت ولی همه هيچ. گاهي هيچ هم نبود و گاهي تنها در فرم نوشتاري آن خلاصه مي شد.
تنها ... هيچ بود.
+ مهراز ; ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱۱/۱۸

کشف حمام باستانی در يزد

چند وقت پيش جلوی مسجد جامع يزد را برای لوله کشی کندند و بقايای يک حمام باستانی را آنجا پيدا کردند...کلی بودجه خرج شد و باستانشناسان بقايای ديوار را از زير خاک در آوردند و کاشی کردند و به عنوان محلی برای نشستن آن را ساختند... چند وقت بعد ميراث فرهنگی آنجا را با ماسه بادی پرکرد ورويش را مفروش. که مردم کاشی آنجا را ميشکنند و برخی (همان برخی هميشگی) گفته اند که چرا جلوی مسجد را کنده ايد. حالا چقدر پول و هزينه صرف شده در مدت اين يک سال در زير آن مدفون شد بماند.
اين حکايت هم بماند برای آن کسی که بعدها قرار است اين حمام را دوباره کشف کند.
+ مهراز ; ۱:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱۱/٥

تحويل کار

چهارتا پلان داشتی...
::چهارتا تيک
دوتا نما داشتی
:: دو تا تيک
۶ تا پرسپکتيو داشتی...
::۶ تا تيک
::(راستی سه تا رو بزرگ کار کن و پرزانته کن و سه تا ديگه رو باهم بذار توی يک شيت)
دو تا برش داشتی...
:: دو تا تيک
و يک دونه هم سايت پلان...
::يک تيک

... :: بفرماييد اين هم صورت حساب طرحتون...
+ مهراز ; ٧:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱۱/٢

بنازم قدرت خدا رو...

امتحان عمومی تاريخ اسلام داری٬ ميری سر جلسه ميشينی با هزار اميد و آرزو تقلب (!!!) می کنی بعد وسط جلسه متوجه ميشی سوالات تستی برای همه جابجا شده و برگه های نفر جلو و نفر پشت سرت و دو تا نفر کناريت با برگه تو فرق دارند...بعد قدرت خدا رو در طراحی حداقل ۵ مدل برگه تستی مختلف استاد مربوطه می بينی و به بيکاری استاد و وقت زيادش حسودی می کنی. بعد از شوک اوليه٬ سعی می کنی به الهامات و اخبار غيبی دل ببندی و خودت تستها رو جواب بدی و دعا کنی که هنوز از وقت چيزی باقی مونده باشه.
+ مهراز ; ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/٢٤

شب تحويل

سنتيک:گرمای بخاری گازی... هوای سردی که اگر در اتاق باز بمونه داخل ميشه...ساعتهايی که ديگه روز و شب بودنشون با هم فرقی نداره...صدای بلند نوار کاست (جديدا Mp3) کاغذهای پروپخش کف اتاق ... چايي روی بخاری ... چشمهايی که از خستگی باز نميشه ... بوی چسب رازی ... کاتر و خرده های کاغذ ... خط کش فلزی ...تکه های ماکت ... آبرنگ و ماژيک هاي روی زمين ... شيتهايی که بايد راندو بشه و صبحی که خيلی زود از راه ميرسه.

***


تکنولوژيک:صدای بلند Mp3 فايلهايی که تند تند باز بسته ميشن برنامه هايی که اجرا می شوند. رندری که انگار می خواد يک سال طول بکشه... کامپيوتری که زود هنگ می کنه... رندری که تا صبح هم تمومی نداره.صبح .... زير بغل زدن case ... رفتن برای گرفتن پرينت و پلات. شيت بندی قبل از تحويل.
و...
+ مهراز ; ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/٢٢

 

کماکان هستيم... حتی در ميان امتحانات و تحويلها.

معماری خيلی خوبه؛ مخصوصا شبهای تحويل.
+ مهراز ; ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/٢۱

تفکرات

فصلنامه آبادی بعد از مدتها وقفه دوباره منتشر شد.شماره پاييز ۸۱ اين فصلنامه مقالات خوبی دارد که اميد دارم تشريف ببريد و بخوانيد.
افسانه ای در اين مجلد نقل شده بود (نه... به معماری بی ربط نيست) که ذکرش جالب است.داستان استاد آهنگری که در دوران کهولت يادگاری هايی از آهن برای دو شاگرد زرنگش درست ميکند.يکی يادگاری استاد را در مغازه اش قرار می دهد و هميشه آن را به بقيه نشان می دهد... - و حيطه کاری اش هم در حد فرمهای استادش و نظر او باقی می ماند. -.و ديگری که يادگاری استاد را آب می کند و با آن کار نويي می سازد و در مغازه اش به همه نشان می دهد.
فکر ميکنم مقصود نويسنده بيان اين نکته است که می توان در فرم و معنای ظاهری ماند و يا می توان به عمق کار نفوذ کرد و جوهره اصلی آن را دريافت.
با خودم فکر میکردم واقعا اگر معماری را بتوان به اين افسانه شبيه دانست استفاده از جوهره اصلی کار و فهميدن آن برچه اساسی است.
آیا واقعا استاد زبردستی يادگاری ای قيمتی به ما بخشیده است يا ما يادگاری ای را فراموش کرده ايم؟
توضيح مجدد واضحات:
قابل توجه برخی از دوستان عزيز که شاگرد دوم کار خود را از آهن استاد ساخت ... او باز فلسفه آهن را به کار گرفت و بر آن اساس پيش رفت (با تمام نقاط ضعف و قوت آن)
+ مهراز ; ٩:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/۱٥

شعار


طرح دادن خيلی خوبه ولی برای ديگران.
+ مهراز ; ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/۱٢

دورانهای زندگی انسان

تاريخ زندگی بشر برروی زمين شامل دورانهايی ميشه که بنا به اهداف و نوع ديد دارای تقسمِم بندی هایی متفاوت است.يکی از اين تقسيم بندی ها بدِن صورت است:
- عصر شکار :عصری که انسان تنها به شکار حيوانات وحشی می پرداخت هنوز به اهلی کردن روی نياورده بود و دائم در سفر بود.عصری که انسان در طبيعت زندگی می کرد.
- عصر کشاورزی :‌انسان يکجا نشينی شد و به اهلی کردن حيوانات و کاشت گياهان پرداخت.خلق فضای مسکونی در اين دوره اتفاق افتاد. (دوره قبل دوره ايجاد فضا بود مانند استفاده از غارها يا کندن صخره ها - نمونه اش در کوه ارنان بين يزد و شيراز واقع است - ) در اين دوره انسان با طبيعت زندگی می کرد.
-عصر صنعت :‌استفاده از منابع جديد و نگرش جديد به طبيعت مرهون اين دوره است.دوره ای که در آن انسان بر طبيعت بود و از آن استفاده می کرد.
-عصر اطلاعات :‌ مطرح شدن IT يا تکنولوژی اطلاعات توجه انسان به نيازهای غير از نيازهای اوليه زندگی. تبديل شدن ديد طبيعت محور در دوره کشاورزی و اعتقادات و سنن مربوط به آن به ديد انسان محور که از دوره صنعت شروع شده بود. ورود سبکها نظريات مختلف بر پايه اين تغيير نگرش در اين دوره قابل بررسی است.
-----------
برخی عقيده دارند دوره بعدی و عصر بعدی عصر فرهنگ است. فرهنگ سازی هايی که در اطراف واکناف صورت ميگيرد.اهميت دادن به نگرش گفتگوی تمدنها اهميت يافتن سازمانهای غير حکومتی و سازمانهای جهانی از يک طرف نشاندهنده شروع شدن اين عرصه است و از طرفی ديگر ديد جهانی سازی و زندگی در دهکده جهانی نيز در برابر اين نگرش وجود دارد.
+ مهراز ; ٤:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/٩

ُTheme

اين آهنگ شبيه تم آهنگ ياوران مستم با صدای شهرام ناظری است. البته اون رو با ستار و با سرعت کمتری اجرا کردم.
+ مهراز ; ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/٧

جديدا وقت و زمان طلا نيست.

اتفاقات خاص هميشه پيش نمياد. ديروز ركورد بزرگي به ثبت رسيد و مسير پنج دقيقه اي حدود يك ساعت و نيم طول كشيد چون جناب برق منطقه تشريف برده بودند و به تبع اون برق تمام خيابانها و چراغهاي راهنمايي مسير قطع شده بود به اين مي گويند يك هماهنگي بي عيب و نقص!
+ مهراز ; ۳:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/٦